انتظار

انتظار یعنی دائم نگاه میکنی، صندوق پست، صندوق پست الکترونیک، تلفن...تمام وسایلی که ممکن است مرتبط باشد صفحه را بارها باز میکنی و به این حالت که درمیایی یک انسان منتظر هستی منتظر خبر و در بی قراری با فردی که چیزی را بدست نیاورده شاید یکسان باشی. چقدر سخت و بیهوده است صندلی هایی که پر میشود صندلی هایی که خالی میماند، برگهایی که باد با خودش میبرد، جاده ای که از آن ناراحتی عبور میکند...خدایا خون سرخ را با شادی از رگهایمان عبور بده تا همیشه سبز باشد دشتهای خرم زندگی تا همیشه آباد باشد دلهای همه تا همیشه سالم باشد نفس ها من ها و تو و همه جا سر جای خود باشد باکتری در خاک و پرنده در هوا...چقدر تنوع زیستی زیاد است چقدر به همه سلاح داده ای از خودشان دفاع کنند و برای خود و خانواده شان خوراک فراهم آورند و خود را تمیز کنند و بعد بچه بیاورند مطمئنا بچه های آنها هم برای خودشان عزیز است...خدایا ترس های زیادی از انواع مختلف را با یک اشاره محو کن تا دیگر از درد صدا زخم نترسیم هر چه قوت است برایمان نگه دار...یک نفر دارد سوت میزند و دیشب یاد دختری افتادم که مادرش میگفت چند ساز میزند میخواستم بخوابم هوا تاریک شده بود و نمیدانستم نمونه ی اصلی در کجاست...
/ 0 نظر / 11 بازدید